تاریخ : پنج شنبه 19 اسفند 1389
نویسنده : رامین حمیدی
مانيه تيزم
سالها است كه دوستداران علم «خود شناسي» و بخصوص آنان كه در آغاز راه تعليم و آموزش قرار دارند ميان نيروي «مانيه تيزم» و علم «هيپنوتيزم» تفاوتي قائل نيستند يا اصولاً نسبت به تفاوتهاي موجود از نظر علمي بيتوجه ميباشند.
![]()
نيروي مانيهتيزم يكي از قواي طبيعت محسوب ميشود و در همه موجودات وجود دارد، اگر از اين نيروي شريف كه كائنات از آن پيروي ميكنند و مطابق قوانين عمومي آن، كرات مختلف، مدار خود را سير مينمايند، سوء استفاده شود، طبيعت دير يا زود انتقام خود را خواهد گرفت، اين نيرو بايد در راه عمومي، اجتماعي، خير و صلاح نوع بشر و تداوي روحي صرف شود.
هيپنوتيزم با مانيه تيزم فرق زيادي دارد و نبايد آن دو را با هم اشتباه گرفت. مانيهتيزم همان مغناطيس شخصي است كه يك نوع جاذبه ميباشد، ولي هيپنوتيزم عبارت از خواب مصنوعي است كه توسط اشيا صدادار، چراغهاي پرنور و يا چيزهاي ديگر انجام مييابد. با مانيه تيزم هشتاد درصد اشخاص سالم به خواب ميروند و يا متأثر ميشوند.
براي ياد گرفتن علم هيپنوتيزم، رياضت لازم نيست و فقط متانت و بردباري در اين علم انسان را موفق ميكند ولي مانيهتيزم محتاج رياضت است فرق ديگري كه خيلي مهم است عبارت از بينظم بودن خوابهاي هيپنوتيزمي است در صورتي كه خوابهاي مانيهتيزم مرتب و منظم بوده و يكي پس از ديگري سنگين ميشود. مانيه تيزم دقت و حافظه را قوي كرده و به قواي معنوي انسان ميافزايد. نيروي مانيه تيزم بهترين وسيله براي نگاهداري تعادل قواي جسماني و روحاني است و به اين علل است كه مانيهتيزم را برتر از علم هيپنوتيزم ميدانند و اكنون در بيشتر نقاط جهان علما و پزشكان اين علم را ياد ميگيرند.
مانيهتيزم داراي نيرويي طبيعي است كه در انسان از چشم و نوك انگشتان خارج ميگردد كه حيوانات نيز داراي اين نيرو ميباشند و از آن استفاده ميكنند.
يگانه مقصود از دانستن مانيهتيزم تداوي بيماريهاي مختلف ميباشد ولي نبايد تصور كرد كه مغناطيس چندان معالج كل بيماريهاست و بايد خط بطلان بر روي علم طب و اطبا كشيد بلكه مانيهتيزم قادر است كه غالب بيماريها را تضعيف نموده و برخي را نيز كه بيماريهاي روحي و عصبي دارند معالجه نمايد. و نيز مي تواند بيماري هايي كه توسط علم پزشكي درمان نشده اند را درمان كرد.
كاري را كه كلروفورم در بيهوش كردن بيمار ميكند با نيروي مانيهتيزم ميتوان عملي نمود يعني بدن بيمار را بيحس كرده و عمليات جراحي را دربارهاش انجام داد بدين جهت دانستن اين علم براي جراحان پر استفاده ميباشد.
تقريباً تمام بيماريهاي عصبي را به وسيله مانيهتيزم به طريقي آسان تداوي ميتوان نمود و امروزه پزشكان جهان برآنند كه يگانه وسيله تداوي اين گونه بيماريها مانيهتيزم ميباشد، به طور كلي اين علم در طب بيشتر مورد استفاده قرار گرفته و ممكن است در آينده در دانشگاهها اين علم مورد توجه بيشتر واقع گردد، نه تنها بايستي پزشكان اين علم را يادبگيرند بلكه براي آموزگاران، دبيران و استادان كه متصدي تربيت كودكان، جوانان، مردان و زنان آينده هستند دانستن آن ضرورت دارد زيرا ميتوان با نيروي مقناطيس اشخاص تنبل را كاري و شاگردي را كه در درس نميكوشد و علاقه نشان نميدهد ساعي كرد و به همين جهت مانيهتيزم بهترين ومهمترين وسيله براي تربيت انسان است.
انسان در مدت يكسال چيزهايي را در خاطر ميسپارد و ياد ميگيرد ممكن است با مانيهتيزم آن را در عرض دو ماه به او ياد داد، با نيروي مانيهتيزم ميتوان ترك سيگار كرد بطوريكه ديگر شخص معتاد ميل استعمال آن را نداشته باشد و حتي از بوي آن خوشش نيايد، بدون اينكه تغييراتي در حالت عمومي بدنش پيدا شود.
براي قضات نيز آگاهي از اين علم لازم است و ممكن است كه مجرمي را توسط آن مجبور به اقرار نمود و بدين وسيله حق را از باطل تشخيص و تفريق نمود.
تمام قواي معنوي را ميتوان توسط مانيهتيزم در خود و ديگران تقويت نمود و بهمين جهت براي جامعه، علم مقناطيس چيزي فوقالعاده پر ارزش است و در آتيه ممكن است كه با ترقي اين علم ديگر بشر احتياجي به دارو و غيره نداشته باشد.
«دورويل» مانيهتيزور مشهور فرانسه مينويسد:«نسل درجه سوم را با اين نيروي طبيعي مداوا كرده» آيا با اين ترقي نبايد انتظار آن روزي را داشته باشيم كه بشر ديگر گرفتار بيماريها نشود و با خوشي و سلامتي زندگي سعادتمندي را داشته باشد.
نويسنده:استاد علي حاجي بلند
arvah.com
|
امتیاز مطلب : 60
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
|
|